مجالی برای تسهیم دانش و تجربیات

ای کاش جوان می‌دانست و پیر می‌توانست...

مجالی برای تسهیم دانش و تجربیات

ای کاش جوان می‌دانست و پیر می‌توانست...

نویسندگان

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ما میتوانیم» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

امروز از طریق سایت خوب مکتب‌خونه، با آقای دکتر اسماعیل ثنایی، استاد دانشکده برق دانشگاه شریف آشنا شدم. برای من جالب بود که ایشان درسی را با عنوان «مباحث منتخب مدیریت و تکنولوژی» در دانشکده برق ارائه می‌دهند که به نوعی یک دوره MBA خیلی فشرده است و شاید چندان با شرایط دانشکده برق شریف، همخوانی ندارد. یکی از رفیقان شفیق، این لینک خوب از سایت کارآفرینی دانشگاه شریف را معرفی کرد که حاوی مصاحبه‌ای با دکتر ثنایی است. فردی که شرکت‌های موفق متعددی دارد که فقط یکی از آن‌ها دارای حدود ۴۰۰ متخصص است و به عنوان شریک تجاری اصلی شرکت MTN‌ در ایران شناخته می‌شود. اولین مرکز داده ایران را تاسیس کرده، پروژه‌های ملی فراوانی را در رزومه دارد و اکنون عرصه‌ی فعالیت‌های خود را علاوه بر خاورمیانه به شرق قاره افریقا نیز رسانیده است.

اگرچه این مصاحبه طولانی (حدود ۷۰۰۰ کلمه) است اما مطالعه متن کامل آن را به همه دوستان پیشنهاد می‌کنم. با این حال درس‌هایی که از این مصاحبه گرفته‌ام را می‌نویسم تا اگر فرصت کافی برای مطالعه کامل این متن ندارید، از آن استفاده کنید. باید بگویم که به وجود چنین افرادی در کشور، افتخار می‌کنم.


درس ۱- خودباوری

هیچ کاری غیرممکن نیست. رقابت با بزرگان صنعت در جهان، اشتغال‌زایی برای نیروهای جوان و با استعداد، دستیابی به موفقیت و درآمد بالا و ایجاد شرکت‌های بزرگ و موفق خصوصی در کشور ما هم امکان‌پذیر است. این عبارت که در این کشور بدون پول و پارتی و در بخش خصوصی نمی‌شود کار پرفایده انجام داد و تولید ثروت نمود، اشتباه است. شاید سخت باشد اما ممکن است. تنها راه ثروت‌آفرینی در این مرز و بوم، دلالی و سوداگری نیست؛ مشروط به اینکه «خودباوری» داشته باشیم و «کار و تلاش شبانه‌روزی» را به جان خریدار باشیم!

 

درس ۲- یادگیری مداوم

انسان‌های موفق، هیچگاه فرایند یادگیری را متوقف نمی‌کنند؛ از نشستن بر سر کلاس و استفاده از تجربه دیگران عاری ندارند و از هر فرصتی برای یادگیری استفاده می‌کنند. یادگیری زبان انگلیسی و برنامه‌نویسی، مورد تاکید دکتر ثنایی است و البته مواردی که در پاراگراف بعدی به آن خواهم پرداخت!

 

درس ۳- چندبعدی باشیم نه تک‌بعدی!

تخصص در یک رشته فنی، اگر چه خوب است اما برای رسیدن به موفقیت کافی نیست. یک مهندس باید با مسائل مالی، مدیریتی، قوانین کار و تجارت، تامین مالی، حسابداری و بازاریابی و حتی منابع انسانی آشنا باشد. منظور این نیست که این مباحث را در حد متخصصان بداند اما باید بتواند یک صورت مالی را بخواند و تفسیر کند، بفهمد که مفهوم خواب پول یا تاخیر در پرداخت چیست و درک خوبی از اعداد و ارقام مالی داشته باشد. توصیه دکتر ثنایی گذراندن دوره‌هایی شبیه MBA‌ توسط مهندسان است و به همین خاطر است که ایشان درس «مباحث منتخب مدیریت و تکنولوژی» را برای دانشجویان برق دانشگاه شریف ارائه می‌کند. کلاسی که در آن از سخنرانان مدعو متنوع و مطرح (مدیران عامل شرکتهای بزرگ ایرانی، اساتید برتر درسهای مدیریتی و اقتصادی و افراد مجرب) نیز استفاده می‌شود.

 

درس ۴- تجربه‌اندوزی در شرکت‌های بزرگ

نباید انتظار داشت با یک مدرک دانشگاهی (حتی اگر بالاترین مدرک از بهترین دانشگاه‌ها هم باشد) فرد بتواند کسب و کاری بزرگ و موفق را راه‌اندازی کند. هر چند دیده شده افرادی حتی بدون مدرک دانشگاهی هم موفق به انجام این کار شده‌اند اما این یک فرمول عمومی نیست. بلکه درصورتی‌که در شرکت‌هایی بزرگ و موفق، حضور یابیم و یاد بگیریم است که می‌توان بعد از چند سال، کسب و کار خود را راه‌اندازی کنیم. البته این توصیه برای کسانی است که می‌خواهند کسب و کاری بزرگ، ملی و حتی بین المللی داشته باشند!

 

درس ۵- جسارت و شجاعت

اگر نتوانی ریسک کنیم، اگر شجاعت حضور در عرصه‌های جدید و مبهم را نداشته باشیم و اگر به وضع موجودمان بسنده کنیم و روندهای جهانی را درک نکرده و برای به‌روز بودن تلاش نکنیم؛ نمی‌توانیم انتظار موفقیت چشم‌گیری را داشته باشیم. موفقیت‌های بزرگ، مرهون تصمیم‌گیری‌های بزرگ در مقاطع حساس است.

 

درس ۶- ژنرال زیاد است؛ سرهنگ باشیم!

نشستن و دستور دادن و براساس آموخته‌های آکادمیک، نسخه تجویز کردن؛ کار چندان سختی نیست. از نظر دکتر ثنایی این کارها وظیفه‌ی ژنرال‌هایی‌ست که دانشگاه‌های مطرح ما در تربیت آن‌ها موفق‌ند اما برای موفقیت، ژنرال بودن لازم نیست. باید سرهنگ و سرگرد خوبی باشیم! یعنی دانش آکادمیک لازم است اما باید بتوانیم خودمان هم دست به آچار شویم و به صورت عملیاتی کار کنیم.

 

درس ۷- به فکر مملکت و نیازهای آن بودن

می‌توان به فکر کشور و پیشرفت آن بود و در عین حال از نظر تجاری نیز رشد کرد. هر کسی به نوبه‌ی خود می‌تواند به مملکتش کمک کند. آقای ثنایی در این رابطه می‌گوید:

در سال 64 [...] به پروژه‌های نظامی با توجه به نیاز روز بازار آن روزها، وارد شدیم؛ شاید کلمه‌ی بازار زیاد درست نباشد، به خاطر اینکه ما برای اینکه پروژه‌ها را انجام بدهیم از جیب می‌گذاشتیم. چون احساس می‌کنیم این کمترین کاریست که ما می‌توانیم انجام بدهیم، با توجه به اینکه بقیه جانشان را وسط عرصه و میدان گذاشتند...

  • امین تجملیان

بسم الله الرحمن الرحیم

چندی قبل برنامه ویتامین ۳ از یک کارآفرین جوان یزدی دعوت کرده بود. جوانی که از فروشندگی پوشاک شروع کرده و اکنون صاحب کارخانه‌‌ی تولیدی پوشاک است. سید جواد عبداللهی‌منش صاحب کارخانه‌ای با ۱۲ کارگاه تولیدی است؛ برای ۶۸ نفر به صورت مستقیم اشتغال‌زایی کرده و هر یک از کارگاه‌های او، ۷ نفر را هم به صورت غیر مستقیم مشغول به کار کرده است. او دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی نساجی است و برای مشاهده‌ی پیشرفتهای فناوری‌های مرتبط با نساجی به نقاط مختلف جهان سفر کرده است. عبداللهی‌منش پتانسیل یزد و ایران را در حوزه‌ی نساجی بسیار بالا می‌داند؛ برای اداره‌ی کارگاه‌های تولیدی‌اش در سمینارهای مدیریتی شرکت می‌کند و البته هر بار تعدادی از کارکنانش را نیز در این سمینارها نام‌نویسی می‌کند.

عبداللهی‌منش 

البته این تمام ماجرا نیست؛ نکته‌ی جالب توجه این است که بیشتر پرسنل این شرکت را معلولان تشکیل می‌دهند؛ معلولانی که ابتدا برای آنان کلاس‌های روحیه افزایی و توان‌افزایی برگزار می‌شود؛ طی فرایندی یک ساله برای کار در کارخانه آماده می‌شوند؛ ملزم به ادامه‌ی تحصیل و کسب علم و اخذ مدرک کارشناسی می‌شوند؛ دستگاه‌های کارخانه برای آن‌ها شخصی‌سازی می‌شود تا بتوانند با آن‌ها کار کنند؛ برای آنان پیامک‌های انگیزشی و کاری ارسال می‌شود؛ به آن‌ها حقوقی مطابق با قانون کار داده می‌شود و البته از امکاناتی مانند بیمه، عیدی و مرخصی و ... هم برخوردار هستند و اگر راندمان کاری آن‌ها به حد مطلوب برسد، می‌توانند پاداش هم دریافت کنند.

عبداللهی‌منش در مقابل این سوال مجری که آیا این قبیل کارها و استفاده از نیروهای کاری معلول، برای شما دشوار نیست پاسخ می‌دهد که چنین نیروهایی وفادار هستند و انسان، احساس خوبی از کار در کنارشان و اشتغال‌زایی برایشان دارد. او مثال می‌زند: «یکی از کارکنانم از پس از مدتی به دلیل ازدواج از ما جدا شد و به قائم‌شهر رفت؛‌ او هر چند وقت یک‌بار برایم ایمیل یا پیامک می‌فرستد و مطالب ارزشمندی که در درس یا زندگی‌ش به آن‌ها بر می‌خورد را برایم می‌نویسد؛‌ من این موضوع را یکی از مظاهر وفاداری به شمار می‌برم».

جالب اینجاست که کیفیت محصولات شرکت تولیدی پُل تا به آنجاست که برندهای معروف داخلی و خارجی به آن سفارش می‌دهند. عبداللهی‌منش هدف خود را اشتغال‌آفرینی برای ۵۰۰۰ نفر اعلام کرده و معتقد است که یزد می‌تواند پایلوت مناسبی برای اشتغال‌آفرینی برای معلولان باشد.

سید جواد عبداللهی‌منش مرا به یاد حاج محمدتقی برخوردار (صاحب کارخانجات پارس الکتریک) انداخت. مردی از همان خطه و دیار که با پشتکار و تلاش توانسته بود برای ۱۱ هزار نفر اشتغال‌زایی کند؛ منابع انسانی شرکت‌هایش را ارج نهد و به تحصیل و رشد آن‌ها اهمیت دهد و کاری «تولیدی» و نه «دلالی» را در این کشور سامان دهد. در مورد حاجی برخوردار قبلا در اینجا نوشته بودم.

انسان‌های این‌چنینی -که در این زمان کمتر یافته می‌شوند- شایسته‌ی احترام و حمایت بیشتری هستند. خوشحالم که برنامه‌ای تلویزیونی به معرفی این جوان پرداخته و امیدوارم که چنین برنامه‌هایی بیشتر و بیشتر شوند تا شاهد بیشتر و بیشتر شدن چنین افرادی نیز در اجتماع باشیم. البته اگر سوداگری‌ها و واردات بی‌امان و شغل‌های کاذب ولی پول‌سازی که زائیده‌ی اقتصاد ناسالم هستند، اجازه‌ی این اتفاق را بدهند!

  • امین تجملیان

بسم الله الرحمن الرحیم

 

چند روز پیش وبسایت Fast Company گفتگوی جالبی را با تیم کوک، مدیر عامل اپل، منتشر کرد که دیجیاتو هم بلافاصله خیلی خوب آن را ترجمه کرد(اینجا). گفتگوی طولانی ولی آموزنده ای است؛ پیشنهاد میکنم در ایام فراغت نوروز آن را کامل مطالعه نمایید. یکی از نکات مهم بینش آدمها و شرکتهای بزرگ در همین چند جمله اول از صحبت کوک نهفته است:

Tim Cook: Steve felt that most people live in a small box… If you embrace that the things that you can do are limitless, you can put your ding in the universe. You can change the world.

 "استیو معتقد بود بیشتر مردم دیدگاه هایی بسیار کوچک داشته و اعتقاد دارند نمیتوانند تاثیر یا تغییری در اشخاص یا محیط اطرافشان بدهند... وی باعث شد تا همه ی ما در خانواده ی اپل،‌ تفکرهای کوچک را از ذهنمان بیرون اندازیم. اگر بتوانید مانند ما، افکار حقیرانه را از خود برهانید، قادر به انجام هر کاری خواهید شد.  اگر این باور را در آغوش بکشید که قادر به انجام کارهای بزرگ هستید، جهان از آن شماست و می توانید آن را تغییر  دهید... دستاوردهای ... اپل همه از همین فلسفه ی بزرگ نگری، سر چشمه گرفته اند."

 این گفته کوک مرا به یاد تجربه یکی از موفق­ترین مدیران فناوری کشور انداخت که با افسوس میگفت: من در جوانی می­خواستم کشور را متحول کنم و حالا به اینجا رسیده ام؛ اگر از ابتدا قصد تحول در دنیا را داشتم، حتما اکنون در سطح بین ­المللی تحولاتی داده بودم. شما {جوانها} از همین الان بفکر تحول در سطح جهان باشید..

 

  • م ر